الملا فتح الله الكاشاني
28
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و الناس اجمعين و هرگاه حال ايشان بر اين منوال باشد فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ پس ايشان ايمان نخواهند آورد و بر صفت كفر بر مقر سقر خواهند رفت آوردهاند كه أبو جهل سوگند خورد كه اگر پيغمبر را به بيند در نماز سر مبارك او را بشكند روزى ديد كه آن حضرت نماز ميگذارد سنگى بزرگ برداشت و نزد آن حضرت آمد و چون دست بالا برد تا بيندازد دست او در گردنش چنبر شد و سنگ در دست او چسبيده شد و در گردنش بماند آيه آمد كه . إِنَّا جَعَلْنا بدرستى كه ما گردانيديم فِي أَعْناقِهِمْ در گردنهاى ايشان أَغْلالًا بندها فَهِيَ پس آن غلها پيوسته شده إِلَى الْأَذْقانِ بزنخهاى ايشان بمرتبهء كه نميتوانند كه سرهاى خود را بجنبانند فَهُمْ مُقْمَحُونَ پس ايشان سر در هوا ماندگانند و چشم بر هم نهادگان يعنى او را بازداشتيم چنان كه مغلولان از كارها باز داشته شوند و گويند قوم بنى مخزوم دست او را بجهدى بسيار از گردن او جدا كردند مردى ديگر از بنى محزوم گفت من بروم و بدين سنگ محمد را هلاك كنم چون بنزديك آن حضرت آمد نابينا شد و پيغمبر را نميديد اما آوازش را مىشنيد بازگشت و قوم خود را گفت محمد را نديدم و آوازش ميشنيدم چون قصد وى كردم چيزى مانند شتر نر ديدم كه آهنگ من كرد تا مرا فرو برد بعد از اين جبرئيل اين آيه آورد كه . وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ و ما گردانيديم در پيش روى ايشان سَدًّا بندى و پردهء وَ مِنْ خَلْفِهِمْ و از پس ايشان سَدًّا پرده و مانعى فَأَغْشَيْناهُمْ پس پوشانيديم چشمهاى ايشانرا فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ پس ايشان نمىبينند چيزيرا و قادر نيستند كه بر چپ و راست خود نگاه كنند و نظر در پيش و پس خود اندازند و از ابن عباس مرويستكه روزى قريش با يكدگر گفتند كه هرگز نديديم خود را كه صبر كرده باشيم بر هيچ امرى مثل صبرى كه مىكنيم بر آنچه كه بما ميرسد از محمد عاقلان ما را سفيه شمرد و پدران ما را دشنام داد و ما را عيب كرد و جماعة ما را متفرق ساخت و سب خدايان ما نمود و با اينهمه ويرا گذاشتهايم و او را هيچ نميگوئيم پس با همديگر انفاق كردند بر آنكه هر جا محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به بينيم او را زنده نگذارديم حضرت فاطمه زهرا خبر شد به خدمت پدر آمد و قطرات عبرات بر رخسار مبارك روان كرد حضرت كه فاطمه را گريان ديد گفت اى جان پدر چه چيز ترا بگريه آورده است فاطمه گفت اى پدر قريش عزم جزم كرده اند بر كشتن تو حضرت فرمود كه باكى مدار و قدحرا بياور تا سلاح الوضوء كه سلاح المؤمن درپوشم و ذره عصمت نماز در برافكنم پس وضوء نماز بساخت و قدم مبارك در مسجد الحرام نهاد آن گروه از هيبت او چشم برنگشادند و از مهابت او ديده بر هم